تبلیغات
  • ثبت نام
صفحه اول  //  صفحه اول  //  تیتر یک  //  گورخوابهاومسوولیت ما
گورخوابهاومسوولیت ما
مشاهده در قالب PDF
چاپ
فرستادن به ایمیل
پنجشنبه, 09 دی 1395 ساعت 23:18
تصاویر و اخبار گور خوابهای شهریار و نصیر آباد، دل هر کسی را که ذره ای از انسانیت بویی برده بود به درد آورد. در این میان، سایت های خبری، و گروه های مختلف رسانه ای نقش مهمی در انتقال این احساس به جامعه داشتند. روشن است که حالا دیگر نمی شود این قبیل مسائل را از چشم ها پنهان کرد.
 
شاید در قدیم، عکاسی، اگر از وضعیت رقت بار گروهی می خواست عکسی منتشر کند، با مخالفت روبرو می شد، اما اکنون چنین نیست و این را باید به فال نیک گرفت و تشویقشان کرد تا به آن ادامه دهند تا بلکه اوضاع اقتصادی طبقاتی که زیر فشار هستند، اندکی بهبود یابد.
 
و اما مسوولیت این اوضاع بر عهده کیست؟ گاهی تصور می شود، مسوولیت صرفا متوجه دولت است، که صد البته بخشی از آن هست و باید دولت آن را بپذیرد. من نمی خواهم این فرض را مطرح کنم که مثلا در آستانه های انتخابات، کسانی در پی آن هستند که مثلا دولت را در این زمینه، متهم کنند، اما می خواهم تاکید کنم که تنها بخشی از مسائل متوجه دولت و بخش قابل توجهی متوجه شهرداری ها و قسمتی هم متوجه قوه قضاییه و نهادهای دیگر خیریه ای یا مشابه آن است. مراکزی مانند کمیته امداد یا مشابه آن، خیریه های فراوان در شهرها، همه در قبال این فاجعه مسوولیت دارند.
 
در این میان بخشی از مسوولیت متوجه ثروتمندان جامعه است که در سالهای اخیر، تمایل زیادی به جدا کردن خود از طبقات فرودست دارند، یا با دیده تحقیر به آنان می نگرند، و هیچ نیرویی آنان را ترغیب به کمک به همنوعان نمی کند. در این زمینه، تبلیغات موثر است و شهرداری ها می توانند تبلیغاتی را در همه شهرها به نفع این افراد به راه بیندازند و در این موج همه مراکز فرهنگی و هنری هم همراهی کنند.
 
و اما مسوولیت مراجع دینی و روحانیون که امروزه هم در سیاست هستند و هم منابع مالی ویژه خود را دارند، و هم نفوذ روی طبقاتی که دست شان به دهنشان می رسد و می توانند دست دیگران را بگیرند، کم نیست. انتظار این بود که مراجع تقلید در این زمینه فعال تر عمل می کردند.آنان نباید میان آنچه به عنوان مفاسد با آن مقابله می کنند با آنچه به عنوان فقر در واقعیت جامعه وجود دارد، فرق بگذارند. برای هر دو باید صدای اعتراضشان یکسان باشد.
 
در این زمینه، باید موسساتی مانند آستان قدس و اوقاف را هم مقصر دانست که به رغم همه تلاشها، از این قبیل فجایع انسانی غافل هستند و کاری نمی کنند. قرار بود آستان قدس در این زمینه فعال تر باشد. اوقاف نیز با پولی که در اختیار دارد و حالا دیگر خرج تبلیغات انتخاباتی نمی کند و امیدواریم نکند، بهتر است در این زمینه جدی تر عمل کند.
 
به نظرم انتظار این بود که فریاد شرم تنها از گلوی یک کارگردان در نیاید، بلکه مراجع تقلید و ائمه جمعه، علمای شهرها نیز با این مسأله همدردی کرده و دولت، شهرداری ها، و مراکز تصمیم گیری دیگر را که صاحب نفوذ و قدرت هستند، ترغیب کنند تا در این زمینه اقدام شایسته انجام دهند.
 
مسلما تأثیر منفی این قبیل مسائل روی جامعه، از نظر بدبین کردن مردم به اوضاع، به اندازه ای هست که در کنار آن همه بحث از فتنه، در سیما و جاهای دیگر، از این فقر و فلاکت هم صحبت شده و برای رفع و رجوع آن تلاش شود تا خدای ناکرده اثر بد در جامعه نگذارد.